الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

172

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

زمان اين چهار شهر مركز عالمان بوده است . 3 . بعضى گفته‌اند : معيار اتفاق‌نظر اهل الحل و العقد است . 4 . بعضى گفته‌اند : معيار تنها اتفاق‌نظر فقهاى اصولى است . 5 . گروهى گفته‌اند : معيار اجماع اكثر مسلمانان است . 6 . گروهى گفته‌اند : معيار اتفاق‌نظر عده‌اى است كه به حد تواتر برسند . 7 . داود بن خلف امام اهل ظاهر گفته : معيار فقط اجماع صحابه است و اجماعات بعدى ارزشى ندارد . تمام اين مناطها و معيارها تحكم و قول بدون دليل است و هيچ‌كدام مستدل نيست و آن فاصلهء عميق را كه ميان مدلول ادله و ميان مدعاى عامه وجود دارد پر نمىكند و ما هيچ دليلى بر تخصيص اجماع به اين عده نداريم كه منطقى باشد . آرى ، ساختن و پرداختن مذهب و فريب دادن عوام الناس سبب اين‌گونه حرف‌ها گرديده است و لا غير . آرى ، برادر عزيز تعصبات به هر شكلى كه باشد اعم از تعصبات قومى و قبيله‌اى و نژادى و ملى و فرهنگى و . . . و تعصب مذهبى يكى از موانع بزرگ شناخت حقيقت است كه تا اين حجاب به كنارى نرود حقايق در برابر چشمان باطن انسان جلوه‌گرى نمىكنند البته تعصب قبل از شناخت حق و بدون آگاهى از محتويات مذهبى باطل و غلط است ، ولى پس از شناخت حقيقت با منطق عقل و برهان و وجدان بايد در مقابل حقايق متعصب بود و از آن تا پاى جان دفاع كرد و فدايى آن شد آن‌گونه كه اولياى اسلام و علماى حقيقى در طول تاريخ شهيد راه حق گرديده‌اند . اجماع در مسلك اماميه تا اينجا با مسلك اهل سنّت در رابطه با اجماع به مقدار لازم آشنا شديم و معلوم شد كه آنان براى اجماع اصالت و استقبال قائل‌اند و اجماع را بما هو اجماع يك منبع مستقل در باب استنباط احكام مىدانند و حال وقت آن رسيده تا با مسلك تشيع در باب اجماع آشنا شويم :